عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
211
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
آهنگ رفتن و سپردن به پيشكارش كرد ، متوكّل گفت : كجا مىروى ؟ گفت : به گرمابه مىشوم . هنگامى كه بزم و مهمانى گسست به مردم هزار دست جامه بخشيد و هزار برده آزاد كرد . اين مهمانى متوكل به دومين دعوت اسلام نامور شد . دعوة البخيل - دعوة السنة . دعوة السّنة . چيزى را كه در سال يك بار اتفاق مىافتد به « دعوت سال » مانند كنند مانند دعوت بخيل كه مردم را به مهمانى فرا خواند . و گويند چهار چيز كم اتفاق مىافتد : فراخوانى بخيل ، عشق آدم عفيف ، خشم آدم بردبار و زدن آدم ترسو . شاعر دربارهء دعوت سال گفته : إنّها دعوة السّنة * فكلوها مبطّنه لن تعودوا لمثلها * إنّها فتح خرشنه يعنى : آن مهمانى و دعوت سال است . بخوريد كه شكمهاى باريك از گرسنگى داريد [ و بدانيد كه ] هرگز ديگر مانند آن را نخواهيد ديد كه آن مانند فتح خرشنه « 1 » است . دعوة المظلوم . دعا و نفرين ستمديده . در خبر آمده : « اتّقوا دعوة المظلوم و لو كان كافرا » و همچنين « اتّقوا دعوة المظلوم فانّها ليّنة الحجاب » و شاعر گفته : كنت الصّحيح و كنّا منك فى سقم * فإن سقمت فانّا الظالمون « 2 » غدا دعت عليك أكفّ طالما ظلمت * و لن تردّ يد مظلومة ابدا يعنى : تو تندرست بودى و ما از دست تو بيمار بوديم . اگر تو نيز فردا بيمار گردى ما ستمكار خواهيم بود . دستهايى كه روزگارى دراز مظلوم واقع شدهاند تو را نفرين كردهاند و [ بدان كه ] هرگز دعاى مظلومى كه دست [ به نفرين ] بردارد از
--> ( 1 ) - خرشنه نام شهرى است از سرزمين روم نزديك ملطيه . سيف الدوله بن حمدان در آن جنگ كرده ( م ) . ( 2 ) - ضبط ابراهيم صالح : السالمون ( م ) .